به بهانه سفر اصحاب رسانه به کاشان
پايتخت گلوگلاب ميزبان گردشگران كويري ميشود
بربلنداي شنهاي رواني كه دراينجا بوميان آن را كوير مرنجاب مينامند، نشستهام و با پاهاي فرورفته در نرمترين ماسههاي جهان زيرآفتاب سوزان كوير به جدال انسان و طبيعت مينگرم. گرما و سوزش آفتاب مجال پلكزدن به هيچ يك از ما 50 خبرنگاري كه به ميزباني صندوق احيا و بهرهبرداري از بناهاي تاريخي براي ديدار از پروژههاي پرديسان آمدهايم را نميدهد. با هر وزش و نسيمملايمي كه ميوزد بخشي از شنها و ماسهها جابهجا ميشوند. زمين زير پايمان آن چنان لغزنده است كه برخي خبرنگاران حتي كفشهاي خود را از پا درآوردهاند. اغراق نكنم اينجا زيباترين اكوسيستم كويري است كه سازگاري انسان با آن جلوه های بينظيري از سازههاي طبيعي و اكوتوريستي را پديد آورده است .
سفر به وادی شن های روان
کویر، در نگاه اول به تعبیر خاتمی تجلی خشونت، خشکی، بی آبی و پژمردگی است. پهنه گسترده ای که ریگزارهای بیحد و مرز آن، زندگی را در کام خود فرو می برد. از آسمان کویر، باران آفتاب می بارد و از متن آن طوفانهای سهمگین شن بر می خیزد. اما کویر را من مظهر زندگی، تلاش، صبوری و سازندگی می دانم که نومیدی در دل دریایی مردان و زنانش غرق و هضم می شود و از ناممکن ها امکان شگفت انگیز زندگی پویا برمی خیزد. مبارزه آرام با طبیعت سخت و خشن و ناآرام، مردان و زنان کویری را چنان پرورده که لحظهای از زندگیشان تهی از آفرینندگی و امیدآفرینی نیست. روز کویر سوزان است، از آتش آفتاب در تابستان و سرمای استخوان سوز در زمستان. روز بی سایه و آتش زای کویر اما شبی را در پی دارد که همه لطافتها و زیبایی ها را درخود جای داده است. وقتی شب، حجاب خورشید از چهره بر می دارد، آسمان را در همسایگی خود می بینی! چه می گویم؟ در شب کویر، زمین و آسمان یکی می شوند. آسمان به زلالی و شفافی دریای آب شیرین است که فقط در وهم تو وجود دارد و ستارگان به تو نزدیکند، آنقدر که با دستانت می توانی آنها را صید کنی. شب کویر با زبان ستاره با تو شاعرانه ترین گفتگوها را دارد و چنان جانت را از امید و زیبایی پر می کند که سختی و سوز روز کویر نیز راحت و دلپذیر می شود وحال کویرمرنجاب با همه آنچه که در بالا به آن اشارت رفت روبرویم قرار گرفته است. چنان غرق در جلوه و شكوه آفرينش الهی گشتهايم كه حتي فرورفتن اتوبوس حامل خبرنگاران در شنهاي روان نميتواند ذرهاي خاطره تلخ در اذهان هيچ يك از ما برجاي بگذارد.
کاروانسرایی برای دلسوختگان حرم رضوی
كمي آن سوتر و آن سوي افق كه به نظر ميرسد پايان آن سرآغاز گشايشی وصفناپذير از انسانها و روحیات كويري باشد، كاروانسراي مرنجاب كه اينك به همت صندوق احيا در حال مرمت و تبديل به كاربري گردشگري است با وصفناپذيرترين معماري ايراني در دل كوير خودنمايي ميكند. مطالعات انجام شده حاكي از آن است كه با پايان عملیات احيای كاروانسراي مرنجاب، به بخشي از نيازهاي اقامتي و پذيرايي اين منطقه پاسخ داده خواهد شد. نخستين نكتهاي كه مديرعامل صندوق احيا و بهرهبرداري از بناهاي تاريخي در خصوص كاروانسراها كه در گذشته معادل هتلها و مراكز اقامتي امروز بودهاند. به آن اشاره دارد، ضرورتهاي جذب سرمايهگذاري و اتخاذ سياستهاي راهبردي و كاربردي براي جلب اعتماد سرمايهگذاران بخشخصوصي است. پرهيزگار ميگويد: مطالعات اوليه حاكي از آن است كه بخش زيادي از نيازهاي اقامتي, پذيرايي و حتي جاذبههاي مكمل جهانگردان با تغيير كاربري بناهاي تاريخي كه توجيه اقتصادي و برگشت سرمايه دارند، برطرف ميشود و اين سياستي است كه با جديت از سوي صندوق دنبال ميشود.
از هرچهار سوي كاروانسرا كه به اطراف مينگري , كوير مجال تفكر به هرچيزي جز كوير را از تو ميگيرد و حاشيههايي كه در افسون كوير اكنون مسحور آن شدهاي. ناگهان صدای راهنما این نجوا را از کاروانسروای مرنجاب در گوشت طنین می اندازد:از آنجاييكه يكي از انشعابهاي راه تاريخي ابريشم از طريق ري ـ كوير مركزي از آرانوبيدگل ـ كاشان ميگذشت و به اصفهان و يزد مرتبط ميگرديد و گاهي نيز كاروانهاي تجاري و زوار مشهدمقدس دراين مسير مورد دستبرد راهزنام قرار ميگرفتند در سال 1012 هجری به دستور شاهعباس اول صفوي و به منظور استقرار مامورين محافظ اين راه و همچنين اطراق و اقامت كاروانيان و مسافرين و زوار خراسان در فاصله 50 كيلومتري شمال آرانو بيدگل و در مجاورت درياچه نمك و در نقطهاي كه مرنجاب نام داشت. كاروانسراي مجهز و زيبايي با استفاده از آجر ساخته شد و براي تأمين آب مورد نياز مترددين از اين راه قناتي نيز در مجاورت كاروانسرا حفر گرديد كه هنوز هم داير ميباشد. اين كاروانسرا سالياني دراز مامن و اطراقگاه كاروانهاي بازرگاني و مسافرين زوار حضرت امامرضا(ع) بود. لكن پس از انتخاب تهران به پايتختي در زمان قاجارها و و احداث راههاي جديدي بين تهران و قم و كاشان اين راه قديمي از رونق افتاد و كاروانسراي مرنجاب نيز متروكه و توسط افراد محلي به دامداري مبدل شد, اما در سنوات اخير و به تناسب توسعه برنامههاي گردشگري, كاروانسراي مرنجاب نيز توسط سازمان ميراثفرهنگي و گردشگري در طرح پرديسان قرار گيرد. كاروانسراي مرنجاب از لحاظ معماري, وضعيت طبيعت اطراف و چشمانداز بسيار زيبا و رويايي كه به كوير و بهخصوص درياچه نمك دارد يكي از جاذبههاي كمنظير گردشگري كشور است.
شاردن سياح فرانسوي كه در قرن 11به ايران سفر و از اين ناحيه ديدن كرده در سفرنامه خود ذكر نموده كه تنها در آرانوبيدگل 900 باغ زيبا
وجود داشته و 1000 كارگر ابريشم كار به فعاليت مشغولند که ماسفانه از منابع شاردن اکنون خبری در این منطقه نیست.
کویری که ما را مسحور کرد
پس از بازدید از کاروانسرا و شن های روان عازم می شویم. اما جاذبه های سر راه همچنان ناخوداگاه ما را به خود فرا می خواند. سر راه به چشمه آبی می رسیم که وجودش در این کویر چونان معجزه می ماند. یاران همه پیاده می شوند و آبی بر سر و رو می فشانند و شترانی را که مست آبند با سخاوتمندی طبیعت سیراب می کنند. از چشمه منسوب به امامرضا (ع) كه در دومتري آبگوارايي را به تشنگان و مسافران هديه ميكند تا بوتهها و مناظري كه فقط و فقط در كوير يا رويا ميتوان به آن دست يافت، جلوههاي بيبديلي از شكوه آفرينش الهی نهفته است كه فقط و فقط ميتوان آن را در كوير بازيابي كرد . نمی دانم چرا کویر و رویایش رهایم نمی کند؟ آیا ما سحر طبیعت شده ایم؟ مرنحاب تنها جايي است كه ميتوان تفكرات خود را در خصوص كوير جلا داد و دل به خنكاي وجود احساس نزديكي سپرد و اینک من و همكارانم فرورفته در شنهاي روان در وصفناپذيرترين شكل ممكن به اين احساس دست يافتهايم. سكوت محض همهجا را فرا گرفته است . هيچكس حرفي نميزند، چرا؟ نميدانم قدر مسلم آنكه كسي دوست ندارد تا اين سكوت سرشار از ناگفتهها را بشكند . همه مبهوت و متحيريم كه دراين چهار ساعت راهي كه از پايتخت تا اينجا را طي كردهايم ما را چه شده كه فلسفه كوير اينگونه مسحورمان كرده است. هيچ يك از ما را ياراي دلكندن از كوير نيست كه گمگشته خود را بازيافتهايم درجايي كه دوست داري دستها را بالا بگيري و با فرياديهاي خود شكوه آفرينش را به فرياد بگيري كه «فاينما تولوا فثم وجهالله» اتوبوس فرو رفته بر شن برجاي ميماند وهمه عازم درياچه نمك ميشويم، جلوهاي اعجاب برانگيز طبيعت يكي از پس از ديگري اينجا برايمان خودنمايي ميكنند.

